سنگ شکاف میکند در هوس لقای تو
جان پر و بال میزند در طرب هوای تو
شاعر در این شعر، عاشقانه و با زبانی هنری، از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید. او با توصیفاتی همچون "سنگ شکاف میکند" و "آتش آب میشود" به شدت هیجانات و احساسات عاشقانهاش را به تصویر میکشد. عشق را به مثابه یک اژدها و دشواریهای آن را به سختیهای مسیری پرمشقت تشبیه میکند. همچنین، به ناتوانی عقل در برابر عشق و تأثیر عمیق آن بر روح و جسم میپردازد. در نهایت، بیانگر حس گمگشتگی و انتظار برای محبوبش است و نشان میدهد که بدون او، زندگی برایش سخت و ناگوار است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سنگ شکاف میکند در هوس لقای تو
جان پر و بال میزند در طرب هوای تو
آتش آب میشود عقل خراب میشود
دشمن خواب میشود دیده من برای تو
جامه صبر میدرد عقل ز خویش میرود
مردم و سنگ میخورد عشق چو اژدهای تو
بند مکن رونده را گریه مکن تو خنده را
جور مکن که بنده را نیست کسی به جای تو
آب تو چون به جو رود کی سخنم نکو رود
گاه دمم فرودرد از سبب حیای تو
چیست غذای عشق تو این جگر کباب من
چیست دل خراب من کارگه وفای تو
خابیه جوش میکند کیست که نوش میکند
چنگ خروش میکند در صفت و ثنای تو
عشق درآمد از درم دست نهاد بر سرم
دید مرا که بیتوام گفت مرا که وای تو
دیدم صعب منزلی درهم و سخت مشکلی
رفتم و ماندهام دلی کشته به دست و پای تو