ای تو خموش پرسخن چیست خبر بیا بگو
سوره هل اتی بخوان نکته لافتی بگو
در این شعر، شاعر از کسی میخواهد که سکوت را بشکند و درباره معانی عمیق وجود و حقیقت بگوید. او دعوت میکند تا از مفاهیم عمیق زندگی، عشق، و وجود سخن بگوید و به دنبال فهم عمیقتری از خود و جهان باشد. شاعر به چالشهای زندگی و تناقضات انسانی میپردازد و از شراب عشق و زیباییهای دنیا صحبت میکند. او همچنین به جستجوی حقیقت و معنای وجود دعوت میکند و بر اهمیت توجه به ذات خداوند و فراتر رفتن از صفات او تاکید میکند. در نهایت، شعر به تفکر درباره زندگی، عشق، و معانی عمیقتر از وجود اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای تو خموش پرسخن چیست خبر بیا بگو
سوره هل اتی بخوان نکته لافتی بگو
خیمه جان بر اوج زن در دل بحر موج زن
مشک وجود بردران ترک دو سه سقا بگو
چونک ز خود سفر کنی وز دو جهان گذر کنی
کیست کز او حذر کنی هیچ سخن مخا بگو
از می لعل پرگهر بیخبری و باخبر
در دل ما بزن شرر بر سر ما برآ بگو
ساقی چرخ در طرب مجلس خاک خشک لب
زین دو بزاده روز و شب چیست سبب مرا بگو
از دل چرخ در زمین باغ و گل است و یاسمین
باد خزانش در کمین چیست چنین چرا بگو
بخل و سخا و خیر و شر نیست جدا ز یک دگر
نیست یکی و نیست دو چیست یکی دو تا بگو
بلبل مست تا به کی ناله کنی ز ماه دی
ذکر جفا بس است هی شکر کن از وفا بگو
هیچ در این دو مرحله شکر تو نیست بیگله
نقش فنا بشو هله ز آینه صفا بگو
جزو بهل ز کل بگو خار بهل ز گل بگو
درگذر از صفات او ذات نگر خدا بگو