روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو
عشرت چون شکر ما را تو نگهدار و مرو
این شعر به درخواست معشوقهای نوشته شده که نویسنده از او میخواهد که در زندگیاش بماند و از او جدا نشود. او نگران غم و افسردگی ناشی از جدایی است و به او توصیه میکند که به توطئههای دشمنان گوش ندهد و به دوستیشان ادامه دهد. همچنین میگوید که حسودان نمیتوانند دربارهی کسی خوب سخن بگویند و باید بر روی صداقت و محبت متمرکز باشند. در آخر، شاعر به او خوشآمد میگوید و از او میخواهد که آرامش را در زندگیاش حفظ کند و به وسوسهها توجه نکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو
عشرت چون شکر ما را تو نگهدار و مرو
عشوه دهد دشمن من عشوه او را مشنو
جان و دلم را به غم و غصه بمسپار و مرو
دشمن ما را و تو را بهر خدا شاد مکن
حیله دشمن مشنو دوست میازار و مرو
هیچ حسود از پی کس نیک نگوید صنما
آنج سزد از کرم دوست به پیش آر و مرو
همچو خسان هر نفسی خویش به هر باد مده
وسوسهها را بزن آتش تو به یک بار و مرو