غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۳۷

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او

صد کیر خر در کون او، صد تیز سگ در ریش او

۲

خر صید آهو کی کند؟ خر بوی نافه کی کشد؟

یا بول خر را بو کند یا گه بود تفتیش او

۳

هر جوی آب اندر روَد، آن ماده خر بولی کند

جو را زیان نبود ولی واجب بود تعطیش او

۴

خر ننگ دارد زآن دغل، از حق شنو بل هم اضل

ای چون مخنث غنج او، چون قحبگان تخمیش او

۵

خامش کنم تا حق کند او را سیه روی ابد

من دست در ساقی زنم چون مستم از تجمیش او

بازگشت به سروده‌های مولانا