ابشر ثم ابشر یا مؤتمن
اقترب الوصل و افنی المحن
این شعر به نوعی به شادی، میهمانی و لذت اشاره دارد. شاعر از دعوت به جشن و سرور صحبت میکند و به اهمیت نوشیدن و جمع شدن برای لذت بردن از زندگی اشاره دارد. او به همراهی و اتحاد افراد تأکید میکند و زیبایی و طعمی که در زمان خوشیها وجود دارد را ستایش میکند. همچنین، شاعر به نگرانیها و بارهای زندگی که در زمانهای سخت وجود دارد، اشاره کرده و از اهمیت جشن و شادی برای غلبه بر این مشکلات صحبت میکند. در کل، این شعر نمایانگر شادی و دوری از غم و غمگینی است و اهمیت جمع شدن دوستانه را نشان میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ابشر ثم ابشر یا مؤتمن
اقترب الوصل و افنی المحن
فاجتمعوا نقضی ما فاتنا
من سکر یلقبام الفتن
قد قدم الساقی نعم السقا
قد قرب المنزل نعم الوطن
کار تو این است که دل پروری
پرورش آمد همه کار چمن
خلدک الله لنا ساقیا
انت لنا البر ولی المنن
نحن عطاش سندی فاسقنا
من سکر یقطع راس الحزن
ینشئنا صفوته نشأه
طیبه السر ملیح العلن
ترک کن این گفت و همیباش جفت
و اغتنم الفرض و خل السنن
فاغتنم السکر و زمزم لنا
تن تنتن تن تنتن تن تنن
قد ظهر الصبح و خل الحرس
قد وضع الحرب فخل المحن
طیبنا الراح و نعم المطیب
و اختلط الشهد لنا باللبن
نطمع فی الزاید فازدد لنا
فاسق و اسرف سرفا مشبعا
سن لنا سنتک المرتضی
رن لنا رنه ظبی الاغن
نخ هنا جمله بعراننا
لیس علی الارض کهذا العطن
من هو لا یغبط هذ السقا
من هو لا یعبد هذ الوثن
ما لرسالات هوی منتهی
فاقنع بالاوجز یا ممتحن
قد سکر القوم و نام الندیم
نشرب بالوحده نحن اذن
مفتعلن مفتعلن مفتعل
فعلللن فعلللن فعللن