ظلمت شب پرتو ظلمات من
نور مه از نور ملاقات من
در این شعر، شاعر به تضاد بین ظلمت و نور اشاره میکند و از نوازشها و زیباییهای نور ماه که ناشی از ملاقات اوست، سخن میگوید. او گوهر طاعت را از کیمیا میداند و به زلتها و جنایات خود اشاره میکند. همچنین، آرزوهایش را به آسمانها پیوند میزند و به خورشید و زیباییهایش به عنوان شاهد بر حال و روزش اشاره میکند. در نهایت، شاعر به جلب توجه به معشوقش و اهمیت او برای خود میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ظلمت شب پرتو ظلمات من
نور مه از نور ملاقات من
گوهر طاعت شد از آن کیمیا
زلت و انکار و جنایات من
هست سماوات در آن آرزو
تا نگرد سوی سماوات من
ای رخ خورشید سوی برج من
ای شه جان شاهد شهمات من