غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۷

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

جان منی، جان منی، جان من

آن منی، آن منی، آن من

۲

شاه منی، لایق سودای من

قند منی، لایق دندان من

۳

نور منی، باش در این چشمِ من

چشم من و چشمهٔ حیوان من

۴

گل چو تو را دید، به سوسن بگفت

«سرو من آمد به گلستان من»

۵

از دو پراکنده، تو چونی؟ بگو

زلف تو و حال پریشان من

۶

ای رسنِ زلفِ تو پابند من

چاه زنخدان تو زندان من

۷

دست‌فشان، مست، کجا می‌روی؟

پیش من آ، ای گل خندان من!

بازگشت به سروده‌های مولانا