چند نظاره جهان کردن
آب را زیر که نهان کردن
این شعر به بررسی چالشها و پیچیدگیهای زندگی و تلاش انسانی میپردازد. شاعر به موضوعاتی چون پنهان کردن حقیقت، تلاش و زحمت و ارزش آنها اشاره میکند و میگوید که برای به دست آوردن گنج، باید رنج را تجربه کرد. او به دلیل سختیها و مشقتهای زندگی، از زبان رنج به گنج اشاره میکند و بر اهمیت آزمون و تلاش تأکید دارد. همچنین، با اشاره به طبیعت و نمادهای آن، انتظارات و سختیهای موجود در زندگی را بیان میکند و از زیباییهای نهفته در عین دشواریها سخن میگوید. در نهایت، شاعر به جستجوی حقیقت و زیبایی در جهانی که ناهموار و پیچیده است، دعوت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چند نظاره جهان کردن
آب را زیر که نهان کردن
رنج گوید که گنج آوردم
رنج را باید امتحان کردن
آنک از شیر خون روان کردهست
شیر داند ز خون روان کردن
آسمان را چو کرد همچون خاک
خاک را داند آسمان کردن
بعد از این شیوه دگر گیرم
چند بیگار دیگران کردن
تیز برداشتی تو ای مطرب
این به آهستگی توان کردن
این گران زخمهای است نتوانیم
رقص بر پرده گران کردن
یک دو ابریشمک فروتر گیر
تا توانیم فهم آن کردن
اندک اندک ز کوه سنگ کشند
نتوان کوه را کشان کردن
تا نبینند جان جانها را
کی توان سهل ترک جان کردن
بنما ای ستاره کاندر ریگ
نتوان راه بینشان کردن