غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۹۵

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

با من صنما دل یک دله کن

گر سر ننهم آنگه گله کن

۲

مجنون شده‌ام از بهر خدا

زان زلف خوشت یک سلسله کن

۳

سی پاره به کف در چله شدی

سی پاره منم ترک چله کن

۴

مجهول مرو با غول مرو

زنهار سفر با قافله کن

۵

ای مطرب دل زان نغمه خوش

این مغز مرا پرمشغله کن

۶

ای زهره و مه زان شعله رو

دو چشم مرا دو مشعله کن

۷

ای موسی جان شبان شده‌ای

بر طور برو ترک گله کن

۸

نعلین ز دو پا بیرون کن و رو

در دشت طوی پا آبله کن

۹

تکیه گه تو حق شد نه عصا

انداز عصا و آن را یله کن

۱۰

فرعون هوا چون شد حیوان

در گردن او رو زنگله کن

بازگشت به سروده‌های مولانا