غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۹۴

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

یک قوصره پر دارم ز سخن

جان می‌شنود تو گوش مکن

۲

دربند خودی زین سیر شدی

گیری سر خود ای بی‌سر و بن

۳

چون مستمعان جمله بروند

گویم غم نو با یار کهن

۴

کی سیر شود ماهی ز تری

یا تشنه حق از علم لدن

۵

گر سیر شدند این مستمعان

جان می‌شنود از قرط اذن

بازگشت به سروده‌های مولانا