باز شکستند خلق سلسله یا مسلمین
باز درافکند عشق غلغله یا مسلمین
این شعر به توصیف وضعیت اسفبار و فتنهانگیز جامعه مسلمین میپردازد. شاعر به تضاد عشق و دوستی، و در عین حال خطرات آن اشاره میکند. او به وجود دشمنان در میان دوستان و مشکلات ناشی از فتنهها و جهالتها اشاره کرده و میگوید که عشق، عقل را تحت تأثیر قرار میدهد و موجب بروز چالشها و دردهایی میشود. در نهایت، شاعر با ناله از جدایی و زوال، بر این نکته تأکید دارد که در دل این دردها و مشکلات، شکرگزاری و بیداری نیز وجود دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باز شکستند خلق سلسله یا مسلمین
باز درافکند عشق غلغله یا مسلمین
دشمن جانهای ماست دوستی دوستان
مادر فتنه شدهست حامله یا مسلمین
آفت عالم شدهست ماهرخی زهرهسوز
فتنهٔ آدم شدهست سنبله یا مسلمین
لاف ز شه میزند سکّه ز مه میزند
بر سر ره میزند قافله یا مسلمین
ای شده شب روز ما، زآنک دلافروز ما
از رخ ما برفروخت مشعله یا مسلمین
چون خرد نیک پی در چله شد پیش وی
جوش برآرد چو می در چله یا مسلمین
عشق چو آمد پدید عقل گریبان درید
از پی بیدل رسید مشغله یا مسلمین
بدگهری کو ز جهل تاج شهان را بماند
بر دُم گاوان شود زنگله یا مسلمین
ناله ز هجر و زوال خاست ز ذوق وصال
دانک بسی شکرهاست در گله یا مسلمین