جانا نخست ما را مرد مدام گردان
وآنگه مدام درده ما را مدام گردان
در این شعر، شاعر از خداوند به عنوان منبع همیشگی محبت و نعمت یاد میکند و از او میخواهد که زندگی و دنیا را به خوبی و زیبا بسازد. او درخواست میکند که خداوند از فضل و رحمت خود بهره بیشتری به بندگانش عطا کند و آنچه را که به نظر خاص میآید، عمومی کند. همچنین شاعر از خدا میطلبد که دعاها و آرزوها را شیرین و خوشایند کند و کسانی که دعا را تأیید میکنند، در دوستی و محبت قرار دهد. در کل، شعر حاکی از طلب رحمت و توجه الهی به بندگان است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جانا نخست ما را مرد مدام گردان
وآنگه مدام درده ما را مدام گردان
از ما و خدمت ما چیزی نیاید ای جان
هم تو بنا نهادی هم تو تمام گردان
دارالسلام ما را دارالملام کردی
دارالملام ما را دارالسلام گردان
این راه بینهایت گر دور و گر دراز است
از فضل بینهایت بر ما دو گام گردان
ما را اسیر کردی اماره را امیری
ما را امیر گردان او را غلام گردان
انعام عام خود را کردی نصیب خاصان
انعام خاص خود را امروز عام گردان
هر ذره را ز فضلت خورشیدییی دگر ده
خورشید فضل خود را بر جمله رام گردان
در کام ما دعا را چون شهد و شیر خوش کن
و آن را که گوید آمین هم دوستکام گردان