غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۲۶

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

به شکرخنده ببردی دل من

بشکن شکر دل را مشکن

۲

دل ما را که ز جا برکندی

به تو آمد پر و بالش بمکن

۳

بنگر تا به چه لطفش بردی

رحم کن هر نفسش زخم مزن

۴

جانم اندر پی دل می‌آید

چه کند بی‌تو در این قالب تن

۵

بی‌تو دل را نبود برگ جهان

بی‌تو گل را نبود برگ چمن

۶

هین چرا بند شکستی خاموش

یا مگر نیست تو را بند دهن

بازگشت به سروده‌های مولانا