غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۲۴

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مات خود را صنما مات مکن

بجز از لطف و مراعات مکن

۲

خرده و بی‌ادبی‌ها که برفت

عفو کن هیچ مکافات مکن

۳

وقت رحم است بکن کینه مکش

بنده را طعمه آفات مکن

۴

به سر تو که جدایی مندیش

جز که پیوند و ملاقات مکن

۵

خاک خود را به زمین برمگذار

منزلش جز به سماوات مکن

۶

اولش جز به سوی خویش مکش

آخرش جز که سعادات مکن

۷

آنچ خو کرد ز لطفت برسان

ترک تیمار و جرایات مکن

۸

بنده اهل خرابات توایم

پشت ما را به خرابات مکن

۹

ما که باشیم که گوییم مکن

چونک گفتیم ممارات مکن

بازگشت به سروده‌های مولانا