غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۲۱

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

صبحدم شد زود برخیز ای جوان

رخت بربند و برس در کاروان

۲

کاروان رفت و تو غافل خفته‌ای

در زیانی در زیانی در زیان

۳

عمر را ضایع مکن در معصیت

تا تر و تازه بمانی جاودان

۴

نفس شومت را بکش کان دیو توست

تا ز جیبت سر برآرد حوریان

۵

چون بکشتی نفس شومت را یقین

پای نه بر بام هفتم آسمان

۶

چون نماز و روزه‌ات مقبول شد

پهلوانی پهلوانی پهلوان

۷

پاک باش و خاک این درگاه باش

کبر کم کن در سماع عاشقان

۸

گر سماع عاشقان را منکری

حشر گردی در قیامت با سگان

۹

گر غلام شمس تبریزی شدی

نعره زن کالحمد لک یا مستعان

بازگشت به سروده‌های مولانا