مرغ خانه با هما پروا مکن
پر نداری نیت صحرا مکن
این شعر به ما میآموزد که باید در حدود خود حرکت کنیم و از اقداماتی که از توان ما فراتر است پرهیز کنیم. نویسنده با استفاده از تمثیلهایی مانند مرغ و سمندر، به ما میگوید که اگر ظرفیت و آمادگی لازم را نداریم، نباید به دل دریا یا آتش برویم. همچنین اشاره میکند که قبل از ورود به کارهای بزرگ و پیچیده، باید آموزش ببینیم و از تجربیات دیگران بهرهمند شویم. در نهایت، به ما یادآوری میکند که باید در جایگاه و مقام خود باقی بمانیم و به دنبال مسیری باشیم که با تواناییها و قابلیتهای ما همخوانی داشته باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرغ خانه با هما پروا مکن
پر نداری نیت صحرا مکن
چون سمندر در دل آتش مرو
وز مری، تو خویش را رسوا مکن
درزیا، آهنگری کار تو نیست
تو ندانی فعل، آتشها مکن
اول از آهنگران تعلیم گیر
ور نه بیتعلیم، تو، آن را مکن
چون نهای بحری به بحر اندر مشو
قصد موج و غره دریا مکن
ور کنی پس گوشه کشتی بگیر
دست خود را تو ز کشتی وا مکن
گر بیفتی هم در آن کشتی بیفت
تکیه تو بر پنجه و بر پا مکن
چرخ خواهی؟ صحبت عیسی گزین
ور نه قصد گنبد خضرا مکن
میوه خامی، مقیم شاخ باش
بیمعانی ترک این اسما مکن
شمس تبریزی مقیم حضرت است
تو مقام خویش جز آن جا مکن