آمد آمد در میان خوب ختن
هر دو دستت را بشو از جان و تن
این شعر به عشق و اعتقاد به یک عشق ناب و بیقید و شرط اشاره دارد. شاعر از شخصی میخواهد که از هر چیز غیر از عشق دوری کند و هر چیزی که در راه عشق مانع است را کنار بزند. او به نوح اشاره میکند و میگوید هر کس که در دل او باشد، نجات خواهد یافت. در نهایت، بر طرد کردن چیزهای زشت و بیمحتوا تأکید میشود و تشویق به پذیرش عشق واقعی میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آمد آمد در میان خوب ختن
هر دو دستت را بشو از جان و تن
داد شمشیری به دست عشق و گفت
هرچ بینی غیر من گردن بزن
اندر آب انداز الا نوح را
هر که باشد خوب و زشت و مرد و زن
هر که او اندر دل نوح است رست
هر که در پستی است در دریا فکن