ساقیا برخیز و می در جام کن
وز شراب عشق دل را دام کن
این شعر دعوت به شاد زیستی و لذت بردن از عشق و زندگی است. شاعر از ساقی میخواهد که می (شراب) در جام بریزد و دل را با عشق پر کند. او به فراموش کردن قواعد و هنجارها و زندگی کردن به شیوهای آزاد و بیخیال تاکید میکند. در ادامه، به حرکت چرخ زندگی و لزوم آرامش در مواجهه با آن اشاره میشود و از شدت بخشی به آتش زندگی و فراموش کردن مشکلات یاد میکند. شاعر در نهایت به پیروی از سلوک و شیوههای خاص زندگی اشاره میکند، به نوعی دعوت به پذیرش مسیری خاص در زندگی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ساقیا برخیز و می در جام کن
وز شراب عشق دل را دام کن
نام رندی را بکن بر خود درست
خویشتن را لاابالی نام کن
چرخ گردنده تو را چون رام شد
مرکب بیمرکبی را رام کن
آتش بیباکی اندر چرخ زن
خاک تیره بر سر ایام کن
مذهب زناربندان پیشه گیر
خدمت کاووس و آذرنام کن