شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان
برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان
در این شعر، شاعر شجاع مرد (شیرمرد - مخاطب احتمالا خواننده) را تشویق به شجاعت و بی باکی می کند (با پرسش انکاری که تو از سگ لاغرشان نمی ترسی - سگ لاغر کنایه از تهدیدات توخالی). از او می خواهد تیغ پولادین خود را برکشد (شجاعت بخرج دهد) و بر سر آنها بزند (کنایه از حمله کردن و وارد ساختن ضربه کاری). در بیت دوم شاعر حریفان دیو هایی می داند که خودرا با پر و بال دروغ همچون فرشته ساخته اند و مهتر (بزرگشان) ابلیس یا همان شیطان است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان
برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان
چون ملک ساخته خود را به پر و بال دروغ
همه دیوند که ابلیس بود مهترشان
همه قلبند و سیه چون بزنی بر سر سنگ
هین چرا غره شدستی تو به سیم و زرشان