غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰۴

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان

برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان

۲

چون ملک ساخته خود را به پر و بال دروغ

همه دیوند که ابلیس بود مهترشان

۳

همه قلبند و سیه چون بزنی بر سر سنگ

هین چرا غره شدستی تو به سیم و زرشان

بازگشت به سروده‌های مولانا