یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این
کره عشقم رمید و نی لگامستم نی زین
شاعر در این شعر از عشق و شادی سخن میگوید و به یارانش دعوت میکند که در غمهای او برقصند. او از مطرب میخواهد که با نواختن دف، فضایی شاد بسازد و عشق را جشن بگیرد. شاعر به عشق خود به شمس دین اشاره میکند و بیان میکند که این عشق عقل و دین را از او میگیرد. او تاکید میکند که در جستجوی عشق، باید از موانع و کفر دوری کرد و در نهایت، از مطرب میخواهد که همچنان به نواختن ادامه دهد و ناامید نشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این
کره عشقم رمید و نی لگامستم نی زین
پیش روی ماه ما مستانه یک رقصی کنید
مطربا بهر خدا بر دف بزن ضرب حزین
رقص کن در عشق جانم ای حریف مهربان
مطربا دف را بکوب و نیست بختت غیر از این
آن دف خوب تو این جا هست مقبول و صواب
مطربا دف را بزن بس مر تو را طاعت همین
مطربا این دف برای عشق شاه دلبر است
مفخر تبریز جان جان جانها شمس دین
مطربا گفتی تو نام شمس دین و شمس دین
درربودی از سرم یک بارگی تو عقل و دین
چونک گفتی شمس دین زنهار تو فارغ مشو
کفر باشد در طلب گر زانک گویی غیر این
مطربا گشتی ملول از گفت من از گفت من
همچنان خواهی مکن تو همچنین و همچنین