ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
ناله من گوش دار و درد حال من ببین
این شعر به دعا و درخواست از پیامبر (مصطفی) اشاره دارد. شاعر از او میخواهد که به درد و رنجهای او توجه کند و با رحمت خود، او را از مصیبتها نجات دهد. او از پیامبر میخواهد که یا به او کمک کند یا او را به آرامش برساند. همچنین آرزوی دیدن رحمتهای الهی و نعمتهای بهشتی را دارد و از پیامبر میخواهد که به او راهنمایی کند. شاعر به اهمیت رحمت پیامبر و تأثیر آن بر انسانها تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
ناله من گوش دار و درد حال من ببین
از میان صد بلا من سوی تو بگریختم
دست رحمت بر سرم نه یا بجنبان آستین
یا روان کن آب رحمت آتش غم را بکش
یا خلاصم ده چو عیسی از جهان آتشین
یا مراد من بده یا فارغم کن از مراد
وعده فردا رها کن یا چنان کن یا چنین
یا در انافتحنا برگشا تا بنگرم
صد هزاران گلستان و صد هزاران یاسمین
یا ز الم نشرح روان کن چارجو در سینهام
جوی آب و جوی خمر و جوی شیر و انگبین
ای سنایی رو مدد خواه از روان مصطفی
مصطفی ما جاء الا رحمة للعالمین