یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من
بر کنار چشمه خفته در میان نسترن
شاعر در خواب یار خود را میبیند که در کنار چشمهای خفته و دور او حوریان حلقه زدهاند. در اطراف، گلهای لاله و یاسمن وجود دارد و بادی ملایم بر روی موهای یار میوزد و عطر مشک و عنبر از او به مشام میرسد. باد به یکباره موهای یار را میرباید و شاعر به یاد شعری میافتد که در آن باید آرام باشد و صبر کند تا به حقیقت بیدار شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من
بر کنار چشمه خفته در میان نسترن
حلقه کرده دست بسته حوریان بر گرد او
از یکی سو لاله زار و از یکی سو یاسمن
باد می زد نرم نرمک بر کنار زلف او
بوی مشک و بوی عنبر می رسید از هر شکن
مست شد باد و ربود آن زلف را از روی یار
چون چراغ روشنی کز وی تو برگیری لگن
ز اول این خواب گفتم من که هم آهسته باش
صبر کن تا باخود آیم یک زمان تو دم مزن