دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان
در این شعر، شاعر به توصیف ویژگیهای یک دلبر میپردازد که در ظاهر بیگانه و در باطن آشناست. او اشاره میکند که اگرچه زبان دلبر تلخ است، اما در حقیقت محبت و شیرینی در دل او نهفته است. شاعر از تلخی دلبر مانند تلخی شراب سخن میگوید و بیان میکند که مردن در نزد او از زندگی در راه عشق شیرینتر است. در پایان، او ابراز امیدواری میکند که روزی این غزل را در حضور عشق بخواند و جانش را فدای او کند. همچنین، عشق را به پرندهای در قفس تشبیه میکند که در آرزوی آزادی و پیوستن به معشوق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان
از درون سو آشنا و از برون بیگانه رو
این چنین پرمهر دشمن من ندیدم در جهان
چونک دلبر خشم گیرد عشق او می گویدم
عاشق ناشی مباش و رو مگردان هان و هان
راست ماند تلخی دلبر به تلخی شراب
سازوار اندر مزاج و تلخ تلخ اندر زبان
پیش او مردن به هر دم از شکر شیرینتر است
مرده داند این سخن را تو مپرس از زندگان
شاد روزی کاین غزل را من بخوانم پیش عشق
سجده آرم بر زمین و جان سپارم در زمان
مرغ جان را عشق گوید میل داری در قفس
مرغ گوید من تو را خواهم قفس را بردران