تو را پندی دهم ای طالب دین
یکی پندی دلاویزی خوش آیین
این متن حاوی پندهایی برای طالب علم و دین است. شاعر به فرد میگوید که از حرص و زیادهخواهی دوری کند و باید دل خود را از آلودگیها پاک کند تا طعم خوشیهای واقعی را بچشد. او به نعمتهای عشق اشاره میکند و میگوید که باید از خوبیها بهرهمند شد و نباید به تحسینهای کاذب توجه کرد. همچنین، بر اهمیت صبر و سکوت در مسیر عشق تأکید میکند و یادآور میشود که واقعیات و ارزشها در دل انسانها نهفته است. در نهایت، او میگوید که عشق به انسان صبر و تمکین میآموزد و هر کسی نمیتواند از این عشق بهرهمند شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تو را پندی دهم ای طالب دین
یکی پندی دلاویزی خوش آیین
مشین غافل به پهلوی حریصان
که جان گرگین شود از جان گرگین
ز خارشهای دل ار پاک گردی
ز دل یابی حلاوتهای والتین
بجوشند از درون دل عروسان
چو مرد حق شوی ای مرد عنین
ز چشمه چشم پریان سر برآرند
چو ماه و زهره و خورشید و پروین
بنوش این را که تلقینهای عشق است
که سودت کم کند در گور تلقین
به احسان زر به خوبان آن چنان ده
که نفریبند زشتانت به تحسین
نمیخواهند خوبان جز ممیز
بمفریبان تو ایشان را به کابین
ز تو آن گلرخان را ننگ آید
چو بفروشی تو سرگی را به سرگین
ز سنگ آسیا زیرین حمول است
نه قیمت بیش دارد سنگ زیرین
میان سنگها آن بیش ارزد
که افزون خورده باشد زخم میتین
ز اشکست تجلی فضل دارد
میان کوهها آن طور سینین
خمش کن صبر کن تمکین تو کو
که را ماند ز دست عشق تمکین