تو هر جزو جهان را بر گذر بین
تو هر یک را رسیده از سفر بین
در این شعر، شاعر به تأمل در جهان و رابطه موجودات با خداوند میپردازد. او اشاره میکند که هر موجودی در طلب روزی خویش به درگاه خدا میآید و مثل ستارگان که تحت تاثیر خورشید هستند، همه در جستجوی نور و معیشتند. شاعر این تعامل را با مثالهایی چون سیلها که به سمت دریا میشتابند، تشبیه میکند و تأکید میکند که هر موجود قدرت و اهمیتی دارد. در نهایت، میگوید که در این دریای بزرگ، خداوند بهترین روزیها را میدمد و با نگاه شمس تبریزی به این معنا عمیقتر مینگرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تو هر جزو جهان را بر گذر بین
تو هر یک را رسیده از سفر بین
تو هر یک را به طمع روزی خود
به پیش شاه خود بنهاده سر بین
مثال اختران از بهر تابش
فتاده عاجز اندر پای خور بین
مثال سیلها در جستن آب
به سوی بحرشان زیر و زبر بین
برای هر یکی از مطبخ شاه
به قدر او تو خوان معتبر بین
به پیش جام بحرآشام ایشان
تو دریای جهان را مختصر بین
وانها را که روزی روی شاه است
ز حسن شه دهانش پرشکر بین
به چشم شمس تبریزی تو بنگر
یکی دریای دیگر پرگهر بین