غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۹۲

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هر شب که بود قاعده سفره نهادن

ما را ز خیال تو بود روزه گشادن

۲

ای لطف تو را قاعده بر روزه گشایان

مانند مسیحا ز فلک مایده دادن

۳

چون قوت دل از مطبخ سودای تو باشد

باید به میان رفتن و در لوت فتادن

۴

ما را هم از آن آتش دل آب حیات است

بر آتش دل شاد بسوزیم چو لادن

۵

کار حیوان است نه کار دل و جان است

در خاک بپوسیدن و از خاک بزادن

بازگشت به سروده‌های مولانا