بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن
هر سر که دوی دارد در گردن ترسا کن
این شعر، دعوت به گام برداشتن در مسیر اتحاد و فنا دارد. شاعر به ما پیشنهاد میکند که در عین فنا و ناپایداری، به وحدت بپیوندیم و از قفس وجود خود فرار کنیم. او به ما یادآوری میکند که اگر به حقیقت برسیم، باید از دنیا و ماده رهایی یابیم و به معنای عمیقتری دست یابیم. شاعر از ما میخواهد که با شجاعت و شور در جستجوی حقیقت باشیم و به سمت عرش و آسمان بالا برویم. او پیشنهاد میدهد که در شناخت خداوند و مسائل معنوی عمیقتر شویم و با عشق و شور در مسیری پیش برویم که ما را به حقیقت و اتحاد با الهی نزدیک کند. در نهایت، او اشاره میکند که ما باید به شناخت عمیقتری از خود برسیم و با نگاه درونی به حقیقت وجودی خود توجه کنیم. شاعر به شخصیتهایی چون موسی و شمس الحق تبریزی اشاره میکند و از ما میخواهد که با پیروی از این الگوها به سمت روشنایی و حقیقت برویم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن
هر سر که دوی دارد در گردن ترسا کن
اندر قفس هستی این طوطی قدسی را
زان پیش که برپرد شکرانه شکرخا کن
چون مست ازل گشتی شمشیر ابد بستان
هندوبک هستی را ترکانه تو یغما کن
دردی وجودت را صافی کن و پالوده
وان شیشه معنی را پرصافی صهبا کن
تا مار زمین باشی کی ماهی دین باشی
ما را چو شدی ماهی پس حمله به دریا کن
اندر حیوان بنگر سر سوی زمین دارد
گر آدمیی آخر سر جانب بالا کن
در مدرسه آدم با حق چو شدی محرم
بر صدر ملک بنشین تدریس ز اسما کن
چون سلطنت الا خواهی بر لالا شو
جاروب ز لا بستان فراشی اشیاء کن
گر عزم سفر داری بر مرکب معنی رو
ور زانک کنی مسکن بر طارم خضرا کن
می باش چو مستسقی کو را نبود سیری
هر چند شوی عالی تو جهد به اعلا کن
هر روح که سر دارد او روی به در دارد
داری سر این سودا سر در سر سودا کن
بی سایه نباشد تن سایه نبود روشن
برپر تو سوی روزن پرواز تو تنها کن
بر قاعده مجنون سرفتنه غوغا شو
کاین عشق همیگوید کز عقل تبرا کن
هم آتش سوزان شو هم پخته و بریان شو
هم مست شو و هم می بیهر دو تو گیرا کن
هم سر شو و محرم شو هم دم زن و همدم شو
هم ما شو و ما را شو هم بندگی ما کن
تا ره نبرد ترسا دزدیده به دیر تو
گه عاشق زناری گه قصد چلیپا کن
دانا شدهای لیکن از دانش هستانه
بی دیده هستانه رو دیده تو بینا کن
موسی خضرسیرت شمس الحق تبریزی
از سر تو قدم سازش قصد ید بیضا کن