ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
این غزل دعوت به نزدیکی و محبت است و شاعر از یار میخواهد که برای دمی به نزد او بیاید و با قدرت و استحکام بر زخمهایش بزند. او به تحولی عمیق اشاره میکند و از حالاتی چون عشق، آگاهی و عدالت سخن میگوید. شاعر خواستار این است که نیکوکاری و صداقت در حضور یار احیا شود و از عوالم مختلف سخن میگوید که در همه آنها یار میتواند به کمک بیاید. در پایان، شاعر به همراهی و همدلی یار اشاره دارد و از او میخواهد که در لحظات سخت، او را یاری کند و غم را از دل بزداید. به طور کلی، شعر تجلی عشق، آرزوها و امید به تحول مثبت است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
گر تخت نهی ما را بر سینه دریا نه
ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
ازواج موافق را شربت ده و دم دم ده
امشاج منافق را درهم زن و برهم زن
اکسیر لدنی را بر خاطر جامد نه
مخمور یتیمی را بر جام محرم زن
در دیده عالم نه عدلی نو و عقلی نو
وان آهوی یاهو را بر کلب معلم زن
اندر گل بسرشته یک نفخ دگر دردم
وان سنبل ناکشته بر طینت آدم زن
گر صادق صدیقی در غار سعادت رو
چون مرد مسلمانی بر ملک مسلم زن
جان خواستهای ای جان اینک من و اینک جان
جانی که تو را نبود بر قعر جهنم زن
خواهی که به هر ساعت عیسی نوی زاید
زان گلشن خود بادی بر چادر مریم زن
گر دار فنا خواهی تا دار بقا گردد
آن آتش عمرانی در خرمن ماتم زن
خواهی تو دو عالم را همکاسه و هم یاسه
آن کحل اناالله را در عین دو عالم زن
من بس کنم اما تو ای مطرب روشن دل
از زیر چو سیر آیی بر زمزمه بم زن
تو دشمن غمهایی خاموش نمیشایی
هر لحظه یکی سنگی بر مغز سر غم زن