دانی که کجا جویی ما را به گه جستن
در گردش چشم او آن نرگس آبستن
در این اشعار، شاعر به جستجوی محبوبی میپردازد که در چشمهایش زیبایی خاصی نهفته است. دل انسان در برابر جمال او نتوانسته خود را کنترل کند و هر لحظه به وجد میآید. عشق او روح را سبکبار میکند و دل همچون یک کودک، همواره در جستجوی محبت و زیبایی اوست. شاعر به خوبی احساس عشق و شور و شوقی را که از این جستجو ناشی میشود، توصیف میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دانی که کجا جویی ما را به گه جستن
در گردش چشم او آن نرگس آبستن
در دل چو خیال او تابد ز جمال او
دل بند بدراند او را نتوان بستن
طفل دل پرسودا آغاز کند غوغا
پستان کریم او آغاز کند جستن
دل ز آتش عشق او آموخت سبک روحی
از سینه بپریدن هر ساعت برجستن