دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان
از عاشق حق توبه وز باد هوا انبان
در این شعر، شاعر به دو نکته مهم اشاره میکند که در هر دو جهان، یعنی در دنیا و آخرت، مفید و مطلوب است: عشق به حقیقت و دوری از هوا و هوس. او بیان میکند که اگر توبهای در کار باشد، حتی قطرهای از دریا نیز نمیتوان یافت. همچنین، خود را به خاک تشبیه میکند و میگوید که از آن نیز آتشی برمیخیزد. شاعر به سینه انسان اشاره میکند و آن را به میدان جنگ تشبیه میکند، جایی که دل در آن درگیر است و خوشیها در محدودیتها گم میشوند. در نهایت، او نگران است که اگر توضیحات بیشتری بدهد، دیگران ممکن است در تفکر و درک این مفاهیم دچار سردرگمی شوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان
از عاشق حق توبه وز باد هوا انبان
گر توبه شود دریا یک قطره نیابم من
ور خاک درآیم من آن خاک شود سوزان
در خاک تنم بنگر کز جان هواپیشه
هر ذره در این سودا گشتهست چو دل گردان
خاصیت من این است هر جا که روم اینم
چه دوزد پالان گر هر جا که رود پالان
گویند که هر کی هست در گور اسیر آید
در حقه تنگ آن مشک نگذارد مشک افشان
در سینه تاریکت دل را چه بود شادی
زندان نبود سینه میدان بود آن میدان
اندر رحم مادر چون طفل طرب یابد
آن خون به از این باده وان جا به از این بستان
گر شرح کنم این را ترسم که مقلد را
آید به خیال اندر اندیشه سرگردان