ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان
یک تنگ شکر خواهم زان شکرقند ای جان
در این شعر، شاعر با احساسی عمیق از عشق و شوق به معشوق صحبت میکند. او به زیبایی و شیرینی معشوق اشاره میکند و از تمایل خود به نزدیکی و بوسهای از او صحبت میکند. شاعر خود را به خریدار شکر تشبیه میکند و از حالتی شاداب و بانشاط سخن میگوید. همچنین از رقص و جشن به عنوان ابزاری برای ابراز عشق و محبت یاد میکند و در نهایت، با بیان احساسات شدیدش، نشان میدهد که عشق او را همچون آتش میسوزاند. شاعر با لحن سرشار از عاشقانههای شیرین و نوستالژیک، زیبایی و شادی را در رابطه عاشقانهاش به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان
یک تنگ شکر خواهم زان شکرقند ای جان
ای جانک خندانم من خوی تو می دانم
تو خوی شکر داری بالله که بخند ای جان
من مرد خریدارم من میل شکر دارم
ای خواجه عطارم دکان بمبند ای جان
بر نام و نشان او رفتم به دکان او
گفتم که سلام علیک ای سرو بلند ای جان
هر چند که عیاری پرحیله و طراری
این محنت و بیماری بر من مپسند ای جان
از بهر دل ما را در رقص درآ یارا
وز ناز چنین می کن آن زلف کمند ای جان
ای پیش رو خوبان ای شاخ گل خندان
بنمای که دلبندان چون بوسه دهند ای جان
من بنده بر این مفرش می سوزم من خوش خوش
می رقصم در آتش مانند سپند ای جان