غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۶۴

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در پرده دل بنگر صد دختر آبستان

زان گنجگه دل‌ها زان سجده گه مستان

۲

بشنو چه به اسرارم می آید از آن طارم

یک دم که از این سو آ یک دم که قدح بستان

۳

در عربده افتاده از عشق چنین خوبان

هم لشکر ترکستان هم لشکر هندستان

۴

از عقل بپرسیدم کاین شهره بتان چونند

گفتا پنهان صورت پیدا به فن و دستان

۵

در شرق خداوندی شمس الحق تبریزی

آیند و روند این‌ها در هر چمن و بستان

بازگشت به سروده‌های مولانا