غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰۷

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای بس که از آواز دش وامانده‌ام زین راه من

وی بس که از آواز قش گم کرده‌ام خرگاه من

۲

کی وارهانی زین قشم کی وارهانی زین دشم

تا دررسم در دولتت در ماه و خرمنگاه من

۳

هر چند شادم در سفر در دشت و در کوه و کمر

در عشقت ای خورشیدفر در گاه و در بی‌گاه من

۴

لیکن گشاد راه کو دیدار و داد شاه کو

خاصه مرا که سوختم در آرزوی شاه من

۵

تا کی خبرهای شما واجویم از باد صبا

تا کی خیال ماهتان جویم در آب چاه من

۶

چون باغ صد ره سوختم باز از بهار آموختم

در هر دو حالت والهم در صنعت الله من

بازگشت به سروده‌های مولانا