غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۸۵

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بیا بیا دلدار من دلدار من

درآ درآ در کار من در کار من

۲

تویی تویی گلزار من گلزار من

بگو بگو اسرار من اسرار من

۳

***

۴

بیا بیا درویش من درویش من

مرو مرو از پیش من از پیش من

۵

تویی تویی هم کیش من هم کیش من

تویی تویی هم خویش من هم خویش من

۶

***

۷

هر جا روم با من روی با من روی

هر منزلی محرم شوی محرم شوی

۸

روز و شبم مونس تویی مونس تویی

دام مرا خوش آهویی خوش آهویی

۹

***

۱۰

ای شمع من بس روشنی بس روشنی

در خانه‌ام چون روزنی چون روزنی

۱۱

تیر بلا چون دررسد چون دررسد

هم اسپری هم جوشنی هم جوشنی

۱۲

***

۱۳

صبر مرا برهم زدی برهم زدی

عقل مرا رهزن شدی رهزن شدی

۱۴

دل را کجا پنهان کنم پنهان کنم

در دلبری تو بی‌حدی تو بی‌حدی

۱۵

***

۱۶

ای فخر من سلطان من سلطان من

فرمان ده و خاقان من خاقان من

۱۷

چون سوی من میلی کنی میلی کنی

روشن شود چشمان من چشمان من

۱۸

***

۱۹

هر جا توی جنت بود جنت بود

هر جا روی رحمت بود رحمت بود

۲۰

چون سایه‌ها در چاشتگه در چاشتگه

فتح و ظفر پیشت دود پیشت دود

۲۱

***

۲۲

فضل خدا همراه تو همراه تو

امن و امان خرگاه تو خرگاه تو

۲۳

بخشایش و حفظ خدا حفظ خدا

پیوسته در درگاه تو درگاه تو

بازگشت به سروده‌های مولانا