بیا بیا دلدار من دلدار من
درآ درآ در کار من در کار من
شاعر در این شعر با احساسات عاشقانه و صمیمانهای از معشوق خود دعوت میکند که به نزد او بیاید و در زندگیاش حضور داشته باشد. او از معشوق میخواهد که در کنارش باشد و به او کمک کند تا نور و شادی را در زندگیاش بیاورد. شاعر به معشوق میگوید که تو همهچیز منی و هر جا که بروی، من با تو هستم. همچنین، او از تاثیر عمیق و مثبت معشوق بر زندگیاش صحبت میکند و به فضل و رحمت خداوند اشاره میکند که همیشه در کنار معشوق خواهد بود. این شعر پر از احساس عشق، وابستگی و ارادت به معشوق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بیا بیا دلدار من دلدار من
درآ درآ در کار من در کار من
تویی تویی گلزار من گلزار من
بگو بگو اسرار من اسرار من
***
بیا بیا درویش من درویش من
مرو مرو از پیش من از پیش من
تویی تویی هم کیش من هم کیش من
تویی تویی هم خویش من هم خویش من
***
هر جا روم با من روی با من روی
هر منزلی محرم شوی محرم شوی
روز و شبم مونس تویی مونس تویی
دام مرا خوش آهویی خوش آهویی
***
ای شمع من بس روشنی بس روشنی
در خانهام چون روزنی چون روزنی
تیر بلا چون دررسد چون دررسد
هم اسپری هم جوشنی هم جوشنی
***
صبر مرا برهم زدی برهم زدی
عقل مرا رهزن شدی رهزن شدی
دل را کجا پنهان کنم پنهان کنم
در دلبری تو بیحدی تو بیحدی
***
ای فخر من سلطان من سلطان من
فرمان ده و خاقان من خاقان من
چون سوی من میلی کنی میلی کنی
روشن شود چشمان من چشمان من
***
هر جا توی جنت بود جنت بود
هر جا روی رحمت بود رحمت بود
چون سایهها در چاشتگه در چاشتگه
فتح و ظفر پیشت دود پیشت دود
***
فضل خدا همراه تو همراه تو
امن و امان خرگاه تو خرگاه تو
بخشایش و حفظ خدا حفظ خدا
پیوسته در درگاه تو درگاه تو