بیار مطرب بر ما کریم باش کریم
به کوی خسته دلانی رحیم باش رحیم
این شعر به تجلی احساسات عاشقانه و اهمیت دل در مسیر عشق میپردازد. شاعر از مطرب میخواهد تا با مهربانی و صفا در جمع آنان حاضر شود و به دلهای خسته و عاشقان امید ببخشد. او به دل میگوید که مانند آتش زنده باشد و از سفر بیپایان عشق خسته نشود. شاعر اشاره میکند که عشق مانند شعلۀ آتش است و باید به آن احترام گذاشت و در این مسیر همچون یتیمان از عشق محافظت کرد. در نهایت، او تأکید میکند که نباید در افکار و احساسات به دو نیم تقسیم شد و باید یکپارچه و با هدف در مسیر عشق پیش رفت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بیار مطرب بر ما کریم باش کریم
به کوی خسته دلانی رحیم باش رحیم
دلم چو آتش چون در دمی شود زنده
چو دل مباش مسافر مقیم باش مقیم
بیامد آتش و بر راه عاشقان بنشست
که ای مسافر این ره یتیم باش یتیم
ندا رسید به آتش که بر همه عشاق
چو شعلههای خلیلی نعیم باش نعیم
گلیم از آب چو خواهی که تا برون آری
به زیر پای عزیزان گلیم باش گلیم
چو بایدت که تو را بحر دایه وار بود
مثال دانه در رو یتیم باش یتیم
درست و راست شد ای دل که در هوا دل را
درست راست نیاید دو نیم باش دو نیم
الف مباش ز ابجد که سرکشی دارد
مباش بی دو سر تو چو جیم باش چو جیم