چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم
میان مجلس جان حلقه حلقه می گردیم
در این شعر، شاعر از روزی میسراید که در آنهمه با هم جمع شده و مشغول نوشیدن شراب و بیان احساسات خود هستند. آنها به ساقی اشاره میکنند و از او میخواهند که نوشیدنی بیاورد و به او سلام میدهند؛ زیرا در این مجلس به خوشی و سرخوشی رسیدهاند. شاعر به شعرای دیگر نیز اشاره میکند و از غم و دردهایی که به خاطر جداییها و دوریها متحمل شدهاند، سخن میگوید. او همچنین به دل آرزوی خود اشاره کرده و از طرفی دعوت میکند تا دیگران نیز به جمع آنها بپیوندند. این شعر در واقع نمایانگر حال و هوای عاشقانه و شاداب زندگی اجتماعی و جشنهای دینی و سرور است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم
میان مجلس جان حلقه حلقه می گردیم
همیخوریم می جان به حضرت سلطان
چنانک بیلب و ساغر نخست می خوردیم
خراب و مست به ساقی جان همیگوییم
برآر دست که ما دستها برآوردیم
بیار نقل که ما نقل کردهایم این سو
بیار باده احمر که زار و رخ زردیم
بکن سلام که تسلیم ابتلای توییم
بپرس گرم که افسرده دم سردیم
جوابمان دهد آن ساقیم که نوش خورید
که ما به نورفشانی چو مه جوامردیم
تو ملک کدکن وهب لی بگو سلیمان وار
که ما به منع عطا مور را نیازردیم
ز هجر و فرقت ما درد و غم بسی دیدیم
درآی در بر ما ما دوای هر دردیم
دل آر خسته به خار جفا و گل بستان
چه تحفه آری ماورد را که ما وردیم
اگر ز مونس و جفتان خود جدا ماندی
بیا که در کرم و حسن لطف ما فردیم
اگر تو کار نکردی و مفلسی از خیر
بیا که کار چو تو صد هزار ما کردیم
بیار اشک چو مشتاق و گرد را بنشان
که روی ماه نبینیم تا در این گردیم
خمش گزاف مینداز مهره اندر طاس
به ما گذار که ما اوستاد این نردیم