غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰۱

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آوازه جمالت از جان خود شنیدیم

چون باد و آب و آتش در عشق تو دویدیم

۲

اندر جمال یوسف گر دست‌ها بریدند

دستی به جان ما بر بنگر چه‌ها بریدیم

۳

رندان و مفلسان را پیداست تا چه باشد

این دلق پاره پاره در پای تو کشیدیم

۴

در عشق جان سپاران مانند ما هزاران

هستند لیک چون تو در خواب هم ندیدیم

۵

ماننده ستوران در آب وقت خوردن

چون عکس خویش دیدیم از خویش می رمیدیم

بازگشت به سروده‌های مولانا