غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۸۱

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

من از این خانه به در می نروم

من از این شهر سفر می نروم

۲

منم و این صنم و باقی عمر

من از او جای دگر می نروم

۳

به خدا طوطی و طوطی بچه‌ام

جز سوی تنگ شکر می نروم

۴

یک زمانی که ز من دور شود

جز که در خون جگر می نروم

۵

گر جهان بحر شود موج زند

من به جز سوی گهر می نروم

۶

بلبل مستم و در باغ طرب

جز به سوی گل تر می نروم

۷

در سرم بوی میی افتاده‌ست

تا چو می جز که به سر می نروم

۸

این چنین باغ و چنین سرو و چمن

جای آن هست اگر می نروم

بازگشت به سروده‌های مولانا