گر دم از شادی وگر از غم زنیم
جمع بنشینیم و دم با هم زنیم
این شعر به اهمیت جمع بودن و همدلی و همبستگی اشاره دارد. شاعر میگوید که وقتی در کنار هم جمع میشویم، چه در شادی و چه در غم، برای همدیگر ارزشمندتر میشویم. او به قدرت و همبستگی اشاره میکند و میگوید که اگر تنها باشیم، مانند زمان و بیرحمی زنان بر نوحه و ماتم خواهیم بود. همیشه بهتر است که در کنار یکدیگر، به خصوص در شرایط سخت و مهم، قرار بگیریم. شاعر به این نکته اشاره میکند که همه ما انسانیم و باید با همدیگر همدل و همراه باشیم. در نهایت، او از عظمت و قدرت جمع اشاره میکند و آرزو میکند که در کنار هم به افتخار و موفقیت برسیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر دم از شادی وگر از غم زنیم
جمع بنشینیم و دم با هم زنیم
یار ما افزون رود افزون رویم
یار ما گر کم زند ما کم زنیم
ما و یاران همدل و همدم شویم
همچو آتش بر صف رستم زنیم
گرچه مردانیم اگر تنها رویم
چون زنان بر نوحه و ماتم زنیم
گر به تنهایی به راه حج رویم
تو مکن باور که بر زمزم زنیم
تارهای چنگ را مانیم ما
چونک درسازیم زیر و بم زنیم
ما همه در جمع آدم بودهایم
بار دیگر جمله بر آدم زنیم
نکته پوشیدهست و آدم واسطه
خیمهها بر ساحل اعظم زنیم
چون به تخت آید سلیمان بقا
صد هزاران بوسه بر خاتم زنیم