ما به خرمنگاه جان بازآمدیم
جانب شه همچو شهباز آمدیم
این شعر بیانگر سفر روحانی فردی است که از غم و جدایی به سوی وصال و اصل خویش بازمیگردد. او با شجاعت و اراده، از فقر و نیاز رها شده و با پای کوبان به سوی عشق و ناز میآید. در کنار دوستان و محرمان جانپرور میسازد و به یاد میآورد که خداوند او را از بند رهایی داده است. او همچنین به مقدس بودن آفرینش و نشاط زندگی اشاره میکند و در نهایت بر اهمیت عزت و افتخار پس از دوران ذلت تأکید میکند. این دگرگونی و تحولی که او تجربه کرده، نشاندهنده سفر به سمت آگاهی و آرامش درونی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ما به خرمنگاه جان بازآمدیم
جانب شه همچو شهباز آمدیم
سیر گشتیم از غریبی و فراق
سوی اصل و سوی آغاز آمدیم
وارهیدیم از گدایی و نیاز
پای کوبان جانب ناز آمدیم
در کنار محرمان جان پروریم
چونک اندر پرده راز آمدیم
او کمند انداخت و ما را برکشید
ما به دست صانع انگاز آمدیم
پیش از آن کاین خانه ویران کرد اجل
حمدلله خانه پرداز آمدیم
نان ما پختهست و بویش می رسد
تا به بوی نان به خباز آمدیم
هین خمش کن تا بگوید ترجمان
کز مذلت سوی اعزاز آمدیم