غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۶۴

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

می شناسد پرده جان آن صنم

چون نداند پرده را صاحب حرم

۲

چون ز پرده قصد عقل ما کند

تو فسون بر ما مخوان و برمدم

۳

کس ندارد طاقت ما آن نفس

عاقل از ما می رمد دیوانه هم

۴

آن چنان کردیم ما مجنون که دوش

ماه می انداخت از غیرت علم

۵

پرده‌هایی می نوازد پرده در

تارهایی می زند بی‌زیر و بم

۶

عقل و جان آن جا کند رقص الجمل

کو بدرد پرده شادی و غم

۷

این نفس آن پرده را از سر گرفت

ما به سر رقصان چو بر کاغذ قلم

بازگشت به سروده‌های مولانا