تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم
از بد و نیک جهان همچو جهان بیخبریم
در این شعر شاعر به محبت و زیبایی محبوب اشاره کرده و میگوید که تا زمانی که از خوبیهای او باخبر هستیم، از زشت و زیباهای دنیا بیخبر خواهیم ماند. او به محبوب نگاه کرده و خود را در پی غلامی و خدمت به او میبیند. شاعر دین و مذهب خود را به عشق و خدمت به او تخصیص میدهد و در پایان میگوید حتی اگر زهر هم یادآور او باشد، باز هم نوشیدن آن را بر هر چیز دیگر ترجیح میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم
از بد و نیک جهان همچو جهان بیخبریم
نظری کرد سوی خوبی تو دیده ما
از پی روی تو تا حشر غلام نظریم
دین ما مهر تو و مذهب ما خدمت تو
تا نگویی که در این عشق تو ما مختصریم
زهر بر یاد یکی نوش تو ای آهوچشم
گر به از نوش ننوشیم پس از سگ بتریم