ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم
می گلرنگ بده تا همه یک رنگ شویم
شاعر در این شعر به دعوت به اتحاد و همدلی میان انسانها اشاره دارد. او از ساقی میخواهد که شراب زیبایی به آنها بدهد تا همه یک رنگ و همگون شوند. با به تصویر کشیدن زیبایی و محبت، او به دنبال آن است که دلها خالی از اندیشه و غم باشند و به شادابی برسند. مخاطب را به جشن و سرور دعوت میکند تا همه به حالتی سرورانگیز و سیاسیتر از حالتهای عادی خود درآیند. همچنین، او به عشق شمس تبریز اشاره میکند که میتواند دلها را به عشق و همدلی نزدیک کند. به طور کلی، شعر تمایل به وحدت، عشق و رهایی از غمها را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم
می گلرنگ بده تا همه یک رنگ شویم
صورت لطف سقی الله توی در دو جهان
رخ می رنگ نما تا همگان دنگ شویم
باده منسوخ شود چون به صفت باده شویم
بنگ منسوخ شود چون همگی بنگ شویم
هین که اندیشه و غم پهلوی ما خانه گرفت
باده ده تا که از او ما به دو فرسنگ شویم
مطربا بهر خدا زخمه مستانه بزن
تا ز زخمه خوش تو ساخته چون چنگ شویم
مجلس قیصر روم است بده صیقل دل
تا که چون آینه جان همه بیرنگ شویم
یک جهان تنگ دل و ما ز فراخی نشاط
یک نفس عاشق آنیم که دلتنگ شویم
دشمن عقل کی دیدهست کز آمیزش او
همه عقل و همه علم و همه فرهنگ شویم
شمس تبریز چو در باغ صفا رو بنمود
زود در گردن عشقش همه آونگ شویم