دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
تابشی نو به نو از حسن و جمالش رسدم
در این اشعار، شاعر به توصیف حالاتی ناشی از عشق و شوق میپردازد. او هر لحظه از دلش به پیک خیالی محبوبش میرسد و احساس میکند که نوری از زیبایی و جذابیت معشوق بر او تابیده است. او به بوی خوشی که به نظر میرسد از بهشت میآید و یا نسیمی از روز وصال محبوبش اشاره میکند. شاعر همچنین به تأثیر عشق در ذهنش و احساسی شبیه به سرمستی اشاره میکند، گویی که از جامی حلال نوشیده است. در نهایت، او از کمکهایی که از عالم غیب به سمتش میآید و لذت حالش سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
تابشی نو به نو از حسن و جمالش رسدم
یا رب این بوی طرب از طرف فردوس است
یا نسیمی است که از روز وصالش رسدم
این ز عشق است که مغزم ز طرب خیره شدهست
یا که جامی است که از خمر حلالش رسدم
یا چو بازی است که از عشق همیپراند
یا کبوتربچگان از پر و بالش رسدم
سرکشان از طرف غیب به من می آیند
وین مددها همه از لذت حالش رسدم