روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم
عاشقی بس پختهام این ننگ را بر خود نهم
در این شعر، شاعر از ننگ عاشقی صحبت میکند و بیان میکند که اگر دیگران بر او بد کنند، او درباره نیکان هم نیک نخواهد گفت. وی به پختگی عاشقیش اشاره دارد و از این ننگ به عنوان یک فخر بزرگ یاد میکند. او علم را مانند چادری میداند که به او لطافت میبخشد و هر چه علم میآموزد را به یادگار مینویسد. همچنین، او به عشق خود اشاره میکند که تاجی بر سرش مینهد و از این عشق به شدت ارزشمند یاد میکند. شاعر در نهایت، نام شمس الدین تبریزی را مینویسد و اشکهای خود را مانند کاغذی برای ابراز احساساتش میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم
عاشقی بس پختهام این ننگ را بر خود نهم
ننگ عاشق ننگ دارد از همه فخر جهان
ننگ را من بر سر آن عشرت بیحد نهم
علم چون چادر گشاید در برم گیرد به لطف
حرفهای علم را بر گردن ابجد نهم
تاج زرین چون نهد از عاشقی بر فرق من
تخت خود را من برآرم بر سر فرقد نهم
چون در آب زندگانی صورتم پنهان شود
صورت خود را به پیش صورت احمد نهم
نام شمس الدین تبریزی چو بنویسم بدانک
شکر دلخواه را در اشکم کاغذ نهم