غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۸۳

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام

در جبینش آفتاب و در یمینش جام جام

۲

می خرامد بخت ما کو هست نقد وقت ما

مشنو ای پخته از این پس وعده‌های خام خام

۳

جاء نصر الله حقا مستجیبا داعیا

ان تعالوا یا کرامی و ادخلوا بین الکرام

۴

قال ان الله یدعوا اخرجوا من ضیقکم

ان عقبا ملتقانا مشعر البیت الحرام

۵

ترجمانش این بود کز خود برون آیید زود

ور نه هر دم بند باشد هر دو گامی دام دام

۶

از خودی بیرون رویم آخر کجا در بیخودی

بیخودی معنی است معنی باخودی‌ها نام نام

۷

ان تکن اسما فاسم بالمسمی مازج

لا کاسم شبه غمد و المسمی کالحسام

۸

مجلس خاص اندرآ و عام را وادان ز خاص

ای درونت خاص خاص و ای برونت عام عام

بازگشت به سروده‌های مولانا