جز جانب دل به دل نیاییم
یک لحظه برون دل نپاییم
در این شعر، شاعر به عشق و وابستگی عاطفی عمیق اشاره میکند. او میگوید که تنها با دل به دل میرسند و از دنیای بیرون فاصله میگیرند. با تشبیه خود به ذرهای از آفتاب عشق، نمایان میکند که عشق آنها را به هم پیوند داده و آنها را به جستجوی عشق دعوت میکند. همچنین، این شعر احساساتی از گمشدهگی و جستجوی راهحل در دنیای عشق را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر بر عشق به عنوان مرکزیترین و مقدسترین نیرو تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جز جانب دل به دل نیاییم
یک لحظه برون دل نپاییم
ماننده نای سربریده
بیبرگ شدیم و بانواییم
همچون جگر کباب عاشق
جز آتش عشق را نشاییم
ما ذره آفتاب عشقیم
ای عشق برآی تا برآییم
ما را به میان ذرهها جوی
ما خردترین ذرههاییم
ور زانک بجویی و نیابی
بدهیم نشان که ما کجاییم
در خانه چو آفتاب درتافت
گرد سر روزن سراییم