من و تو دوش شب بیدار بودیم
همه خفتند و ما بر کار بودیم
شاعر در این شعر به شب بیداری و عشق پنهانی اشاره میکند. او و معشوقش در حالی که دیگران خواب هستند، در حال گفتگو و تبادل احساسات هستند. آنها در عمق احساسات و رازهای خود غرق شدهاند و این عشق را ابراز میکنند. ارتباط آنها فراتر از ظاهر است و در دنیای اسرار آمیز عشق خود سیر میکنند. بنابراین، آنها به نوعی در دنیای نامرئی از عشق و احساسات حضور دارند که دیگران از آن بیخبرند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من و تو دوش شب بیدار بودیم
همه خفتند و ما بر کار بودیم
حریف غمزه غماز گشتیم
به پیش طره طرار بودیم
بیا تا ظاهر و پیدا بگوییم
که با عشق نهانی یار بودیم
اگر چه پیش و پس آن جا نگنجد
به پیش صانع جبار بودیم
عجب نبود اگر ما را ندیدند
که ما در مخزن اسرار بودیم
بیاوردیم درها ارمغانی
که یعنی ما به دریابار بودیم