بیا کامروز گرد یار گردیم
به سر گردیم و چون پرگار گردیم
در این شعر، شاعر دعوت به گرد هم آمدن و دور هم بودن میکند. او از حالاتی مانند شادی و آزادگی صحبت میکند و به جای دلتنگی و افسردگی، پیشنهاد میدهد که با هم به تماشای زیباییهای طبیعت (مانند گلها و سبزها) بپردازند. شاعر تأکید دارد که نیازی نیست به جنون و دیوانگی خود بپردازیم، بلکه بهتر است با دلی شاد و سبکبال زندگی کنیم و از لحظات خوش بهرهمند شویم. در نهایت، دعوت به دیدار و ارتباط با یکدیگر و گوش کردن به صدای دلنشین عطار را مطرح میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بیا کامروز گرد یار گردیم
به سر گردیم و چون پرگار گردیم
بیا کامروز گرد خود نگردیم
به گرد خانه خمار گردیم
مگو با ما که ما دیوانگانیم
بر آتشهای بیزنهار گردیم
سبک گردیم چون باد بهاری
حریف سبزه و گلزار گردیم
چرا چون گوش جمله باد گیریم
چرا چون موش در انبار گردیم
در آن طبله شکر پر کرد عطار
به گرد طبله عطار گردیم
چو سرمه خدمت دیده گزینیم
چو دیده جملگی دیدار گردیم