غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰۶

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

همیشه من چنین مجنون نبودم

ز عقل و عافیت بیرون نبودم

۲

چو تو عاقل بدم من نیز روزی

چنین دیوانه و مفتون نبودم

۳

مثال دلبران صیاد بودم

مثال دل میان خون نبودم

۴

در این بودم که این چون است و آن چون

چنین حیران آن بی‌چون نبودم

۵

تو باری عاقلی بنشین بیندیش

کز اول بوده‌ام اکنون نبودم

۶

همی‌جستم فزونی بر همه کس

چو صید عشق روزافزون نبودم

۷

چو دود از حرص بالا می دویدم

به معنی جز سوی هامون نبودم

۸

چو گنج از خاک بیرون اوفتادم

که گنجی بودم و قارون نبودم

بازگشت به سروده‌های مولانا